جملات عاشقانه,اشعارعاشقانه,جملات قصار و زیبا,داستان های کوتاه و پند آموز و عاشقانه و تکاندهنده,جملات عارفانه
نویسنده :علی
تاریخ:چهارشنبه 22 آبان 1392-ساعت 23 و 53 دقیقه و 14 ثانیه

تا غروب عشــــق...

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم
...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست
.!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست
...






مرضیه
یکشنبه 3 اسفند 1393 ساعت 22 و 08 دقیقه و 56 ثانیه
عکس ها جالب و نوشته ها زیبا
سارا
چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 22 و 49 دقیقه و 08 ثانیه
وای خیلی گشنگ بود علی جون
اونایی که میان ونظرنمیدن خیلی بی سلیقه ان
پاسخ علی : باعث دلگرمی منه که شما نظر میدید.واقعا خیلی خوشحال میشم
پریسا
سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت 18 و 52 دقیقه و 03 ثانیه
سلام وبلاگ زیبایی دارید
پاسخ علی : ممنون.تشکر از حضورتون








شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic