جملات عاشقانه,اشعارعاشقانه,جملات قصار و زیبا,داستان های کوتاه و پند آموز و عاشقانه و تکاندهنده,جملات عارفانه
نویسنده :علی
تاریخ:چهارشنبه 4 دی 1392-ساعت 22 و 03 دقیقه و 44 ثانیه

ناخدایم!

 دلم در کالبد بی نبض این شهر مسدودشده...

از هجوم مرگ نواز سکوت

در غربتی گنگ شکسته بغض ام....

هیچ کسی از تمام پنجره های بی حنجره شهر تهی آباد

به میهمانی عطرِ شب مگنولیاهای شبخوان

فرا نمی خواندم!

مسافری بی مقصدم!

در تجرد بی روح فاصله ها جاری ام!

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

ناخدایم!

عشق, لمس ابهت مومیایی شده

آبی هایی ست که مخمل آبی دریا را نچشیده اند...

می خواهم در یاد آبی ات

خواب مهتابی ات

آبی تررنگ ببازم!

تا بیکرانی حاشیه ای بی رنگ....

تا سر سایه ساز درختان هزار زاویه

در چپر غزل اندود شده ِ شعر

بر عکس ِ زندگی....

تا ابدیت آبتنی کنم...




نوع مطلب : جملات عاشقانه 

melika
دوشنبه 30 دی 1392 ساعت 15 و 24 دقیقه و 27 ثانیه
انفرادیست سلول به سلول تنم
این چنین من در خودم
و خودم
در خودم
زندانی ام
بهار
سه شنبه 24 دی 1392 ساعت 13 و 10 دقیقه و 50 ثانیه
این سایتو تقریبا'' هرروز آپ میکنم!!!!
razie
سه شنبه 24 دی 1392 ساعت 09 و 14 دقیقه و 18 ثانیه
سلام.سایت خوبی دارین فقط کمی سادست زیاد جذابیت نداره..بعدم ادم دلش میگیره ..یکم رنگ ولعاب خوبی به سایتتون بدین..موفق باشین
amore
شنبه 14 دی 1392 ساعت 12 و 38 دقیقه و 26 ثانیه
مرسی خیلی خوشکله موفق باشی
شیدا
یکشنبه 8 دی 1392 ساعت 15 و 53 دقیقه و 33 ثانیه
اقای قاسمی چرا دوستاتون نمیان بخونن نظر بذارن که هم حمایت بشه هم نظر هم تشویق منظورم بچه های کلاسه هاشاید خانوماروشون نشه اقایون چرا نمیان
پاسخ علی : بهتون ایمیل دادم
شیدا
پنجشنبه 5 دی 1392 ساعت 16 و 18 دقیقه و 05 ثانیه
آفرین خیلی قشنگ بوددوست داشتم
پاسخ علی : ممنونم.خواهش میکنم.بازم سر بزنید








شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات