جملات عاشقانه,اشعارعاشقانه,جملات قصار و زیبا,داستان های کوتاه و پند آموز و عاشقانه و تکاندهنده,جملات عارفانه
نویسنده :علی
تاریخ:جمعه 4 بهمن 1392-ساعت 21 و 15 دقیقه و 15 ثانیه

به مادر قول داده بود برمی گردد،!!!

به مادر قول داده بود برمی گردد،....
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد،
لبخند تلخی زد و گفت:بچم سرش میرفت اما قولش نمی رفت!


0.605662001390465730 taknaz سرش میرفت اما قولش نمی رفت!(غم انگیز)+عکس



یکشنبه 19 مرداد 1393 ساعت 21 و 35 دقیقه و 22 ثانیه
با اجازه کپی کردم
یکشنبه 4 اسفند 1392 ساعت 14 و 44 دقیقه و 21 ثانیه
خیلی خوبه مرسی از وبلاگ خیلی استفاده کردم








شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات