❤**❤جملات عاشقانه زیبا❤**❤ سلام.به وبسایت متن های ادبی خوش اومدین.این سایتو تقریبا هر روز آپ میکنم.امیدوارم از خوندنشون لذت ببرید.اگر متنی هم دارید میتونید برام بفرستید تا با اسمتون بذارم تو سایت.اینم آیدیمه: Alighasemia81@yahoo.com . . ***در ضمن کپی برداری اصلا اشکالی نداره*** من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام رابرای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن وبه سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی ***در ضمن کپی برداری اصلا اشکالی نداره*** tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com 2020-07-03T13:16:41+01:00 mihanblog.com جملات بسیار غمگین همراه با عکسهای مرتبط(سری دوم) 2014-06-30T19:23:59+01:00 2014-06-30T19:23:59+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/176 علی هنــــوز برایـــــــــش مینویــــــــــسم همـــــــــــانند کودک نـــابینایـــــــــــی کــــه هر روز غـــــــذا میریــــــــــــــزد بــــــــــــرای ماهـــــــی مـــــــــــــرده اش . . . . . سلامتی کارگری که صاحب کارش به نا حق زد تو گوششرفت که لباسشو عوض کنه بره خونه اما...  یاد خرج مادر مریضش افتاد...یاد اجاره خونه...جهیزیه دخترش...شهریه دانشگاه پسرش...برگشت به صاحب کارش گفت منو ببخشید ... همفری بوگارت : چشمات اذیتت میکنه ؟لورن باکال : نه !بوگارت : ولی پدر منو در آورده !!سلامت

هنــــوز برایـــــــــش مینویــــــــــسم

همـــــــــــانند کودک نـــابینایـــــــــــی

کــــه هر روز غـــــــذا میریــــــــــــــزد

بــــــــــــرای ماهـــــــی مـــــــــــــرده اش
. . . . .

 


سلامتی کارگری که صاحب کارش به نا حق زد تو گوشش

رفت که لباسشو عوض کنه بره خونه اما...

 یاد خرج مادر مریضش افتاد...

یاد اجاره خونه...

جهیزیه دخترش...

شهریه دانشگاه پسرش...

برگشت به صاحب کارش

گفت منو ببخشید ...

 


همفری بوگارت : چشمات اذیتت میکنه ؟

لورن باکال : نه !

بوگارت : ولی پدر منو در آورده !!


سلامتی پسری که ...

با چشم های خیس وارد ساندویچــــی بغل

"تالارعروسـیشد و گفت: ...

امشب عروسی " عشقمه " , بنـدری بذار

+ نوشته شده در ساعت 14:18 توسط مسعود زلالی | 26 نظر

خسته ام… از تـــــو نوشتن…!

کمی از خود می نویسم

این “منم” که،

دوستت دارم…!

 

 


ولـــی شــکـستـــه ام ...

دیــده ای شــیشــه هـای اتــومبــیل را

وقـــتــی ضربـــه ای مـــی خــورنـد و مـــی شــکنـنـد !؟

دیــده ای شـیشــه خــرد مــی شــود ولــی از هــم نمــی پاشــد !؟

ایـــن روزهـــا همـــان شــیشــه ام ؛

خــرد و تــکـه تــکــه ،

از هــم نـمـــی پــاشـم

 ولـــی شــکـستـــه ام ...

 





هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟


نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !

+ نوشته شده در ساعت 12:42 توسط مسعود زلالی | 58 نظر

چقد طول میکشه تا این فقر تموم شه بابا ؟
 
* چهل روز پسر
م
 
*  یعنی بعد چهل روز پولدار میشیم بابا
؟
 
* نه پسرم نه بهش عادت می کنیم ...


اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم...!

امــا هیچکــدام تــو نیستــی ...!

دلــــــم ؛ خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر

که شایــد ؛ پابرهنه بیایی ...


هیــــچ چـــــیز مثــل "بدبختـــی "کودکان را ســـاکـت نمـــی‌کنــــد! ویـکتـور هوگـو


تو هم شده ای انقلاب زندگی من

حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده است

قبل از  "تو"

بعد از  "تو"


درد اینجاست ...

که درد را نمیشود به هیچ کس حالی کرد ...        - محمود دولت آبادی -

]]>
جملات بسیار غمگین همراه با عکسهای مرتبط 2014-06-30T18:25:45+01:00 2014-06-30T18:25:45+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/175 علی حالم خوب است مثل پدربزرگ که گفت حالم خوب است ولی مرد !  بسته راهِ نفسم ، بغضُ و دِلم شعلهِ وَر استچون یتیمی که به او، فُحشِ پدر داده کسی..."مهدی اخوان ثالث"مهربانم دلواپس کدامین قرار بودی که قرارمان یادت رفت***دلتنگم دلگیرم بهانه میگیرمدلتنگ چشمهای دوخته بر آستانه درچشم های تو چشم های مناما چشمهای توبه آستانه نرسیدفراموش کردی قرارمان رااما مندلگیرم از سفر"نفرین به سفر""نفرین به جاده "راهراهراه****می دانی؟!هنوز پی سالها انتظارشعرم ناتمام مانده است" ای مهربان مسافر بی بازگشت من ...بر روی کدام حالم خوب است مثل پدربزرگ که گفت حالم خوب است ولی مرد !


 

بسته راهِ نفسم ، بغضُ و دِلم شعلهِ وَر است

چون یتیمی که به او، فُحشِ پدر داده کسی...

"مهدی اخوان ثالث"


مهربانم

دلواپس کدامین قرار بودی

که قرارمان

یادت رفت

***

دلتنگم

دلگیرم

بهانه میگیرم

دلتنگ چشمهای دوخته بر آستانه در

چشم های تو

چشم های من

اما چشمهای تو

به آستانه نرسید

فراموش کردی قرارمان را

اما من

دلگیرم از سفر

"نفرین به سفر"

"نفرین به جاده "


راه
راه
راه
****

می دانی؟!

هنوز پی سالها انتظار

شعرم ناتمام مانده است

" ای مهربان مسافر بی بازگشت من ...

بر روی کدامین دفتر بی انتها

مشق کنم دلتنگی هایم را

...
پدر جان روزت مبارک       شهرام زلالی ۲۲/۰۲/۱۳۹۳

 

چه دنیای بزرگی!!!

تا چشم كار میكند جای تو خالیست...!


تنها باشی... روز تعطیل باشد... غروب باشد... باران هم ببارد... احساس میكنی

بلاتكلیف ترین آدم دنیا هستی...!!

]]>
کمی هم مــَــرد باشیم ... 2014-02-01T19:56:52+01:00 2014-02-01T19:56:52+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/163 علی زیر بارون اگر دختری رو سوار کردیدجای شماره به او امنیت بدهیداو را به مقصد مورد نظرش برسانیدنه به مقصد مورد نظرتان !…بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبینداحساس امنیت کند ؛ نه احساس ترسبیایید فارغ از جنسیت....کمی هم مــَــرد باشیم
سایت عاشقانه  ساکار

زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید

جای شماره به او امنیت بدهید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مورد نظرتان !…
بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبیند
احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس
بیایید فارغ از جنسیت....
کمی هم مــَــرد باشیم ]]>
به مادر قول داده بود برمی گردد،!!! 2014-01-24T16:45:15+01:00 2014-01-24T16:45:15+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/160 علی به مادر قول داده بود برمی گردد،....چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد،لبخند تلخی زد و گفت:بچم سرش میرفت اما قولش نمی رفت! به مادر قول داده بود برمی گردد،....
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد،
لبخند تلخی زد و گفت:بچم سرش میرفت اما قولش نمی رفت!


0.605662001390465730 taknaz سرش میرفت اما قولش نمی رفت!(غم انگیز)+عکس
]]>
...! 2014-01-21T18:51:00+01:00 2014-01-21T18:51:00+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/158 علی تمام شب ها انجامیان سینه ی پراز دردم... کسی از نومیدی و ترس نفس نفس میزد کسی که تو را میخواست  نوازشت را گرمای تنت را بوسه ایه داغت را اما دو دست سیاه تو راپس زدبعد تو تمام شب هایم انجا نشستم زشاخه های درختان سبز سیاهی و غم فرومیرختاز چشمان من همچون جویباری روان اشک و خون  میریخت.... تمام شب ها انجا

میان سینه ی پراز دردم...

 کسی از نومیدی و ترس نفس نفس میزد

 کسی که تو را میخواست


 نوازشت را گرمای تنت را بوسه ایه داغت را

 اما دو دست سیاه تو راپس زد

بعد تو تمام شب هایم انجا نشستم

 زشاخه های درختان سبز

 سیاهی و غم فرومیرخت

از چشمان من همچون جویباری روان اشک و خون

 میریخت....]]>
ناخدایم! 2013-12-25T17:33:44+01:00 2013-12-25T17:33:44+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/156 علی  دلم در کالبد بی نبض این شهر مسدودشده...از هجوم مرگ نواز سکوتدر غربتی گنگ شکسته بغض ام....هیچ کسی از تمام پنجره های بی حنجره شهر تهی آبادبه میهمانی عطرِ شب مگنولیاهای شبخوانفرا نمی خواندم!مسافری بی مقصدم!در تجرد بی روح فاصله ها جاری ام!ناخدایم!عشق, لمس ابهت مومیایی شدهآبی هایی ست که مخمل آبی دریا را نچشیده اند...می خواهم در یاد آبی اتخواب مهتابی اتآبی تررنگ ببازم!تا بیکرانی حاشیه ای بی رنگ....تا سر سایه ساز درختان هزار زاویهدر چپر غزل اندود شده ِ شعربر عکس ِ زندگی....تا ابدیت آبتنی کنم...  دلم در کالبد بی نبض این شهر مسدودشده...

از هجوم مرگ نواز سکوت

در غربتی گنگ شکسته بغض ام....

هیچ کسی از تمام پنجره های بی حنجره شهر تهی آباد

به میهمانی عطرِ شب مگنولیاهای شبخوان

فرا نمی خواندم!

مسافری بی مقصدم!

در تجرد بی روح فاصله ها جاری ام!

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

ناخدایم!

عشق, لمس ابهت مومیایی شده

آبی هایی ست که مخمل آبی دریا را نچشیده اند...

می خواهم در یاد آبی ات

خواب مهتابی ات

آبی تررنگ ببازم!

تا بیکرانی حاشیه ای بی رنگ....

تا سر سایه ساز درختان هزار زاویه

در چپر غزل اندود شده ِ شعر

بر عکس ِ زندگی....

تا ابدیت آبتنی کنم...


]]>
یک شاعر... 2013-12-25T17:24:11+01:00 2013-12-25T17:24:11+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/155 علی زیر پل بی هوای دست های تو...یك شاعر، كارتن خواب است.یك شاعر،درون تو زندگی می كندو هر روزچای دم می كند.غل غل چای،خواب را می پراند از سرت....تو اما اهمیت نمی دهی.یك شاعر ،هر روزمیان رهگذرهای تو خمیازه می كشددست هایش را باز می كند تا كهكشان چشم های تو...تو اما اهمیت نمی دهی....تو خط كش هایت را فرو میكنی توی خواب های شاعر...كتابخانه می بندی توی سماورِ داغِ واژه ها...روزی، صدایی ست درون تو...انگار خیس شده ای...شاعر مرده است.         افرادی گریه می كنند... زیر پل بی هوای دست های تو...

یك شاعر، كارتن خواب است.

یك شاعر،

درون تو زندگی می كند

و هر روز

چای دم می كند.

غل غل چای،

خواب را می پراند از سرت....

تو اما اهمیت نمی دهی.

یك شاعر ،هر روز

میان رهگذرهای تو خمیازه می كشد



دست هایش را باز می كند تا كهكشان چشم های تو...

تو اما اهمیت نمی دهی....

تو خط كش هایت را فرو میكنی توی خواب های شاعر...

كتابخانه می بندی توی سماورِ داغِ واژه ها...

روزی، صدایی ست درون تو...

انگار خیس شده ای...

شاعر مرده است.         افرادی گریه می كنند...]]>
درد چیست..!؟ 2013-12-25T11:56:11+01:00 2013-12-25T11:56:11+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/154 علی دوچرخه دیده بودم ...سه چرخه هم دیدم ...چهار چرخه هم دیدم....اما هیچ وقت نمیدونستم که یک چرخه هم وجود داره!!!به چشمای معصومش دقت کردی؟می ترسه همون یه چرخه رو هم ازش بگیرن.گاهی وقت ها باید دردت بیاید تا بفهمی درد چیست....؟؟؟؟

دوچرخه دیده بودم ...

سه چرخه هم دیدم ...
چهار چرخه هم دیدم....
اما هیچ وقت نمیدونستم که یک چرخه هم وجود داره!!!
به چشمای معصومش دقت کردی؟
می ترسه همون یه چرخه رو هم ازش بگیرن.
گاهی وقت ها باید دردت بیاید تا بفهمی درد چیست....؟؟؟؟
]]>
فراموشی... 2013-12-24T06:02:04+01:00 2013-12-24T06:02:04+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/153 علی زبونت میگه فراموشش کردی ، ولی دلت هنوز داره با یاد وخیالش زندگی میکنه ای کاش آدمیزاد ،.سختیه تحمل تمام تنهایی ها ، گریه ها ، دلتنگی های بی بهونه و بی خوابی های شبونهرا میفهمید...وزندگی را رو سرت آوار نمیکردبا گفتن جمله ی بی رحمانه ی" مرا ببخش ، من لیاقت عشق تو را ندارم " فکرت از سرم برده ، نه تنها خوابم را ، بلکه عقلم را ،ای کاش یاد تو ، فکر تو ، درک داشت ، احساس داشتو میفهمید چه بلاهایی و چه رنجهایی بر سرم آورده اولش شیرینه اولش عشق سرزده میاد تو دلت.اما...اخرش تلخآخرش تمو
زبونت میگه فراموشش کردی ، ولی دلت هنوز داره با یاد وخیالش زندگی میکنه

 

ای کاش آدمیزاد ،.

سختیه تحمل تمام تنهایی ها ، گریه ها ،

 دلتنگی های بی بهونه و بی خوابی های شبونه

را میفهمید
...

و

زندگی را رو سرت آوار نمیکرد

با گفتن جمله ی بی رحمانه ی

" مرا ببخش ، من لیاقت عشق تو را ندارم "

 

فکرت از سرم برده ، نه تنها خوابم را ، بلکه عقلم را ،

ای کاش یاد تو ، فکر تو ، درک داشت ، احساس داشت

و میفهمید چه بلاهایی و چه رنجهایی بر سرم آورده


 

اولش شیرینه

اولش عشق سرزده میاد تو دلت.

اما...

اخرش تلخ

آخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره

]]>
خدااا.. 2013-12-22T17:25:03+01:00 2013-12-22T17:25:03+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/152 علی میدونی خدا تو دنیات گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد داد بزنن و بگن "بسه دیگه نمی کشم" میدونی من به اونجا رسیدم... صدای خورد شدنم رو حس می کنم اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم شاید اگه داد بزنم سریع بیای ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار یکی جلو دهنش رو گرفته واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم حس بدی دارم تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی چند نف میدونی خدا

تو دنیات

گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد

داد بزنن و بگن

"بسه دیگه نمی کشم"

میدونی من به اونجا رسیدم...

صدای خورد شدنم رو حس می کنم

اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم

شاید اگه داد بزنم سریع بیای

ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار

یکی جلو دهنش رو گرفته

واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم

حس بدی دارم

تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی

چند نفر دوست دارن خیلی بده

اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی

و بازم مثل همیشه در جواب سوالاشون بگی

خیلی خوبم و بزنی زیر خنده

تو دنیات ماسک زندگیت بهم چسبیده خدا.








خدایا التماست می کنم

همه دنیایت ارزانیِ دیگران .!

ولی ...

    آنکه دنیایِ من است

      مالِ دیـگری نباشد...








]]>
کاش زندگی به همین سادگی بود 2013-12-20T19:23:27+01:00 2013-12-20T19:23:27+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/151 علی کاش زندگی به همین سادگی بود به همین سادگی!! خالی از حسرت پوچ از تنهایی بدون بغض کاش او... یک تنه می توانست حریف همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است کاش او می توانست مونست باشد همه ی شب های بی محتوا را کاش تو.... .دلت این همه غم نداشت...! کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد برای خدا روی کاغذ نوشت برای خدا نوشت و به نشانی سادگی یک آرزوی محقر برایش پست کرد کاش می شد همیشه انقدر ساده نوشت ساده اما ... پر ا کاش زندگی به همین سادگی بود

به همین سادگی!!

خالی از حسرت

پوچ از تنهایی

بدون بغض

کاش او...

یک تنه می توانست حریف همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد

کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را

افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است

کاش او می توانست مونست باشد همه ی شب های بی محتوا را

کاش تو.... .

دلت این همه غم نداشت...!

کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد

برای خدا روی کاغذ نوشت

برای خدا نوشت و به نشانی سادگی یک آرزوی محقر برایش پست کرد

کاش می شد همیشه انقدر ساده نوشت

ساده اما ...

پر از حرف های ناگفته...

پر از لحظه هایی که ناگزیر، زود، دیر شد

کاش گریستن یادت نمی دادند

بغض، بدرقه ی چشمانت نمی کردند

کاش او...

می توانست به جای بغض هایت

یک آسمان گریه کند...

کاش او...

خاطره ی بودنش، جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه صبورت را

پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد

کاش او...

نازنینم!!

به گمانم (او) همان (من) م!

خویش از همه ی دنیا جدا...



کاش زندگی ما آدم ها...

به همین سادگی بود....

تنها...

به همین سادگی...!!






]]>
من...! 2013-12-14T07:27:26+01:00 2013-12-14T07:27:26+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/149 علی من.....!مرا که میشنـاسی؟! خودممکسی شبیه هیچکس!کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنیمهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!.دری هستمکه می‌توانست به آسمان باز شوداگر لولایش به زمینچفت نبود...... من.....!

مرا که میشنـاسی؟! خودمم

کسی شبیه هیچکس!

کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی

مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر

اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!.



برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید



دری هستم

که می‌توانست به آسمان باز شود

اگر لولایش به زمین

چفت نبود...... ]]>
پدرم! 2013-11-24T07:56:06+01:00 2013-11-24T07:56:06+01:00 tag:http://jomalat-asheghane-arefane.mihanblog.com/post/148 علی پدرم! در این تاریکی شب که سوسوی چراغی همدم و مونسم گشته است از تو مینویسم.... از تو که حدیث سکوت را در دلم به ترانه ای مبدل ساختی. ای جلوه گاه خوبی ها.... تمام دفترهایم به خاطر تو ورق خورده اند.. لحظه ای در کنار آوارخانه آمالم به نظاره دردهایم بایست تا برایت از روح طوفانی خویش بگویم. کاش لبخندهای تلخ مرا در قاب کهنه ای بر دیوار قلبت می آویختی تا همیشه از لبخندهایم تلاطم امواج یک شوق را بخوانی. بدان که دیگر واژه تازه ای برای سرودن ندارم. دوستت دارم پدر......تا آخر دنیا.
http://www.ebhamlinks.com/bah92/46c16b56c5a7d2c58b9e23a901ac6f56.jpg



پدرم!


در این تاریکی شب که سوسوی چراغی همدم و مونسم گشته است از تو مینویسم....

از تو که حدیث سکوت را در دلم به ترانه ای مبدل ساختی.

ای جلوه گاه خوبی ها....

تمام دفترهایم به خاطر تو ورق خورده اند..

لحظه ای در کنار آوارخانه آمالم به نظاره دردهایم بایست تا برایت از روح طوفانی خویش بگویم.

کاش لبخندهای تلخ مرا در قاب کهنه ای بر دیوار قلبت می آویختی تا همیشه از لبخندهایم تلاطم امواج یک شوق را بخوانی.

بدان که دیگر واژه تازه ای برای سرودن ندارم.

دوستت دارم پدر......تا آخر دنیا.

]]>